تبليغاتX
عهد جديد
عهد جديد
پايگاه انديشه براي توسعه

 

--پست موقت--

با سلام و عرض پوزش از خوانندگانی که مراجعه می کنند و امکان دسترسی به مطالب وبلاگ را نمی یابند.

نمی دانم که به علت اغتشاشات اخیر در اینترنت است که این وبلاگ دیگر درست بالا نمی آید و یا دلیل دیگری دارد! در هر صورت هیچ گونه تغییری را نمی توانم در تنظیمات وبلاگ وارد کنم و هیچ تغییری اعمال نمی شود. به هر حال آنچه که مهم است این است که فعلا کاری در تنظیم مطالب از دستم بر نمی آید.

در ضمن به سوی دوستانی که رهنمایی به نظرشان میرسد دست کمک دراز می کنم.

ho.mahdizade@gmail.com

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه هفتم مرداد 1388 توسط عهد جدید


بازگشت به مبحث اصلی سایت

یکی از سوالاتی که باید بتوانم به آن پاسخ دهم آن است که این وبلاگ قرار است چه روندی را طی کند؟ آیا یک سری یادداشت روزانه است؟ یا یک سیر دقیق علمی دارد؟ برنامه به روز رسانی این وبلاگ چه خواهد بود؟


در رابطه با برنامه دقیق این وبلاگ باید بگویم که ایده کلی من آن است که عهدجدید در نهایت باید بتواند وقایع روزمره را از منظر توسعه بررسی کند اما مشکل آن است که پایگاه تحلیلی این نویسنده نیز باید برای خوانندگان روشن باشد تا آنها بتوانند در نقد او با دست باز اقدام کنند. که اگر قرار شد حرف او را نپذیرند، نیازی به جدل نداشته باشند و کافی باشد که مبانی او را نقد کنند و یا اینکه خیلی شفاف و راحت اعلام بدارند که با اینکه نمی خواهند بحث کنند، اما مشکلشان با این نویسنده آن است که با مبانی اندیشه او مخالف هستند. چرا که هم  میدانند که هیچگاه نمیتوان در روبنا به نتجه رسید، در صورتی که در زیربنا به یک تفاهم روشن دست نیافته باشیم.

پس در مرحله اول قصد دارم تا تعریف توسعه را به یک مرحله خوبی برسانم و در مرحله بعد انباشتی از وقایع نگاری هایی را که از این منظر انجام داده ام در این صفحه قرار دهم.

گرچه الان که این مطلب را مینویسم وبلاگ بازدیدکننده زیادی ندارد اما بالاخره یک روز باید این مطلب را می نوشتم و قرار میدادم. در ارتباط با به روز رسانی نیز حتما باید برنامه منظمی قرار داده شود، والا بازدید از این وبلاگ به همین نحوی که می بینید پیش خواهد رفت، یعنی هر کسی هم که می آید از سر تصادف خواهد آمد و این برای یک نویسنده خیلی بد است که نتوانند خواننده ثابت خود را پیدا کند و با او تعامل داشته باشد.

برنامه ای که ان شاء الله از این به بعد پی خواهم گرفت این است که هفته ای یکبار و با مطالبی در حد یک صفحه و در حدود 50 خط وبلاگ را بروز رسانی کنم. برای این کار نیز فکر کنم روز یکشنبه روز خوبی باشد. روز یکشنبه در زندگی من همیشه روز با برکت و فراخی بوده است. امیدوارم که بتوانم از این به بعد یادداشتهایی با عنوان «یادداشت یکشنبه» به این صفحه اضافه کنم که محتوای اصلی این وبلاگ را نمایان باشد. در صورتی که یادداشتی با عنوانی غیر از این در این صفحات دیدید، مطلب فرعی و بیرون از سیر برنامه و منطق وبلاگ خواهد بود.

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 توسط عهد جدید

 

در آخرين روزهاي باقي مانده از تبليغات نامزدها به نظر ميرسد كه اين مطلب كاملا روشن شده است كه مسئله اصلي اين انتخابات شكل گيري دو قرائت از انقلاب است. اين قرائت سالهاست كه در حال شكل گيري است اما موضع شفاف آقاي مهندس موسوي، شيخ مهدي كروبي و دكتر رضايي در مقابل دكتر محمود احمدي نژاد نشان از علني شدن آن دارد. سپس افشاگري خاصي كه دكتر محمود احمدي نژاد از اين جريان نمود نيز ثابت كرد كه اين طرف نيز با طرف ديگر از سر مسالمت در نخواهد آمد.

در اين فرصت بايد ديد كه در پشت سر اين انتخابات چيست؟ چيزي كه روشن است اين است كه نزاعي كه امروز در روي پرده است، نزاع اصلي نيست و فقط تنها بُعدي از آن است كه امكان آشكار كردن آن بوده است سه پست قبلي يك سخنراني و یک مصاحبه از استاد ميرباقري و يك سخنراني از  استاد پناهيان است. سخنراني استاد ميرباقري بخاطر شخصيت آكادميك او بسيار حائز اهميت است كه البته همانجا نيز توضيح داده شده است. سپس سخنراني استاد پناهيان را پس از آن بخوانيد تا كمي بيشتر درك كنيد كه اين انديشه جديد واقعا شكل گرفته است يا نه. در ضمن خواندن يادداشتها انتحاباتي وبلاگ مسئله روش بخصوص يادداشت شماره 57 او كه يادداش ششم انتخاباتي اوست بسيار مناسب به نظر ميرسد. البته لازم به تذكر نيست كه خواندن مطلب وبلاگ پلاك 14 كه در پايين آمده بود نيز فراموش نشود.

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم خرداد 1388 توسط عهد جدید

 

استاد ميرباقري 19/3/88

برنامه اقتصادی که نتواند به افق جهانی ملت ایران توجه کند تحقیر این ملت است!

 

این مصاحبه هنوز در جایی منتشر نشده است دوستانی که چنین امکانی دارند دریغ نکنند.

سؤال: با تشكر از حضرت عالي كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد؛ تا آنجايي كه ما اطلاع داريم حضرت عالي سالهاست كه در مسائل اجتماعي تفكر مي‌كنيد و با دوستان خود در اين مباحث دقت نظرهايي داشته‌ايد. مي دانيد كه انتخاب رياست جمهوري حداقل براي 4 سال وضعيت كشور را تعيين خواهد كرد، در مناظره هايي كه در تلويزيون برگزار شد يا در مصاحبه هايي كه انجام پذيرفت يا  سخنراني هايي كه كانديداهاي مختلف داشتند شما برنامه آتي آقايان را چگونه ديديد؟

حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري: بسم‌الله الرحمن الرحيم. با تشكر از وقتي كه در اختيار بنده قرار داديد. ابتدا يك نكته كلان را مي‌گويم؛ به نظر مي‌آيد كه ملت بزرگوار ايران بايد كسي را به عنوان رئيس دولت انتخاب كنند كه متناسب با ظرفيت اين ملت در دوره معاصر و ماموريت هاي بزرگ آن باشد. متاسفانه آن چه كه در تبليغات يافتم. اين بود كه بعضي ها ظرفيت چنين كاري را ندارند. مي خواهند با تبليغات ملت ايران را تنزل بدهند. اغوا ايجاد كنند كه ملت ايران اشتباه كنند و متوجه نشوند كه اينها نمي‌توانند كساني باشند كه رهبري نظام ارضاء و نياز اين ملت به دست گيرند. به جاي اينكه از برنامه خودشان بگويند ملت را تحقير مي كنند. ملتي كه پرچم دار يك انقلاب بزرگ جهاني است. و موازنه قدرت را به نفع اسلام تغيير داده است آن‌ها مردم را ملتي كه مطالبات خرد اقتصادي فرهنگي دارد تعريف كردند و مشكلاتش را مشكلات خرد اقتصاد فرهنگي ديدند؛ اين ظلم با اين ملت  است. گرچه اين مشكلات بايد حتما ديده شود و بايد حل گردد. 

اما اين افراد حقيقتاً ظرفيت هدايت چنين ملتي را ندارند.

ادامه مطلب را بخوانید

 

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 توسط عهد جدید

 

 گفتمان امام ره در عصر جدید

اشاره: کسانی که واقعه 3 تیر 84 را رصد می نمودند، به یاد دارند که خلاء تتوریک تحلیل واقعه در هر دو جریان به خوبی حس می­شد. حتی تصور می شد که صف بندی های سیاسی کشور در هم شکسته است و باید صف بندی جدیدی ارائه کرد.

در طرف مقلوب روزنامه شرق به سرپرستی محمد قوچانی سعی كرد تا صف بندی جدید فضای سیاسی کشور را طراحی كند که البته موفق هم نشد. در طرف پیروز نیز تلاش هایی صورت گرفت که یکی از شاخص ترین آنها نظریه ای بود که حجه الاسلام و المسلمين سید محمد مهدی میرباقری استاد برجسته حوزه علميه قم داده بود كه آن را در قالب يك سخنراني در موسسه عالی امام خمینی قم (موسسه آموزشی علوم جدید طلاب حوزه علمیه قم به سرپرستی علامه مصباح یزدی) ارائه شد. این نظریه مورد اقبال قرار گرفت و یک نظریه­پردازي در پیروزی احمدی نژاد قلمداد شد. کسانی که با ویژه­نامه­های گرامیداشت سوم تیر آشنا هستند، حتما بارها این سخنرانی را ديده­اند.

پس از مناظره دکتر محمود احمدی نژاد و مهندس میرحسین موسوی که طبق برآوردي 200 ميليون نفر در كل جهان آن را تماشا كردند، بحراني به وجود آمد که باز هم نیاز به شناخت دقیق صف بنديها پیدا شد. این بحران گرچه جدید نبود اما صف­آرایی سنگین 90 دقيقه اي این دوکاندیدا در 13 خرداد، بحران تحليل را به مرحلۀ تازه­ای وارد کرد. گرچه اين نزاع به ظاهر پيرامون برنامه­ریزی اجرایی كشور ایجاد شده است، اما مناظره 13 خرداد لایه های بنیادین آن را بیرون ریخت. در این مناظره آنچه یکی نقطه قوت خود می­دانست، توسط دیگری نقطه ضعف جدی قلمداد می­شود و به نظر میرسيد که هيچگونه ديالوگ اقناعي بين اين دو امكان پذير نبود. در هر حال ادبیات برنامه کشور دو پاره شده است و برای کسانی که اهل مطالعه علمی تحولات اجتماعی هستند، پر واضح است که درگیری دو گروه كه هر دو در كار خود قوی هستند، حتما ریشه در بنیانهای فکری و تئوریک دارد.

سید محمد مهدی میرباقری در شامگاه 14 خرداد در جمع تشکلهای مذهبی قم حاضر شد و سخناني ایراد کرد که به علت نقش او در چنین موضوعاتی، مورد توجه نیز قرار گرفت. او در این سخنرانی بیشتر سعی کرد تا با زبانی ساده، پایه­های یک تئوری منسجم برای تحلیل صف­بندی­های جدید نیروهای انقلاب را ارائه دهد. صف­بندی که در طی چند ماه گذشته تمام آرایش سیاسی کشور را به صحنه آورده است و ماراتون 90 دقیقه ای این دو کاندیدا در مقابل 200 میلیون بیننده آن را کاملا در ذهن مردم جا انداخت.

بقيه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 توسط عهد جدید

 

گزارشی از
تحلیلی بر مواضع نادرست انتخاباتی
توسط: حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان
قم، هیئت محبین اهل‌بیت
علیه‌السلام
www.mohebbin.net
15 خرداد 1388

 

·         به دنبال روشن شدن مواضع انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی، در مناظره با دکتر محمود احمدی‌نژاد، حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه، سخنانی در تحلیل این مناظره و مواضع انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی داشتند، تا به کمک این تحلیل، برخی از مسائل مهم دیگر روشن شود.

·         پناهیان، پس از اشاره به صلاحیت‌هایی که در هر کدام از چهار کاندیدا وجود دارد، صلاحیت‌های آقای احمدی‌نژاد را بسیار ممتاز ارزیابی کرد، و سپس به سراغ تحلیل شیوۀ مورد استفاده برخی از کاندیداهای رقیب در تبلیغات و مناظره‌های انتخاباتی برای تضعیف و تخریب ویژگی‌های برجستۀ این دولت رفت

·         حجه الاسلام و المسلمین پناهیان، پس از اشاره به صلاحیت‌هایی که در هر کدام از چهار کاندیدا وجود دارد، صلاحیت‌های آقای احمدی‌نژاد را بسیار ممتاز ارزیابی کرد، و سپس به سراغ تحلیل شیوۀ مورد استفاده برخی از کاندیداهای رقیب در تبلیغات و مناظره‌های انتخاباتی برای تضعیف و تخریب ویژگی‌های برجستۀ این دولت رفت و گفت:

«انتخابات معمولاً این گونه است که آدم در مقام انتخاب اصلح بر می‌آید، نه در مقام انتخاب فرد صالح. لذا اگر در هر انتخاباتی ما فرد مورد نظرمان عیب و ایرادهایی هم داشته باشد، همین که اصلح باشد واجب هست که به او رأی بدهیم.

منتها ما با مسائل جدیدی داریم مواجه می‌شویم، که قبل از اینکه من در آن مسائل جدید وارد بشوم و مطالب مهمی که به نظر من وجود دارد را به عرض دوستان خودم برسانم. ابتدا یکی دو تا نکته را در مورد آقای احمدی‌نژاد عرض بکنم.

هیچ وقت مقام معظم رهبری این درجه از رضایت را از هیچ دولتی به چند دلیل بسیار مشخص و کلیدی نداشتند. مبارزه با اشرافی‌گری، مردمی بودن، پرکار بودن و خدوم بودن و ویژگی بسیار مهم دیگری که بخش اعظم صحبت چهارده خرداد مقام معظم رهبری را تشکیل داد بحث عزت ایران اسلامی در جهان مسلّم است که از امتیازات برجسته این دولت هست. ما الان در افکار عمومی بین‌المللی وحتی در افکار خواص هم، موقعیت بسیار ممتازی داریم که به هیچ وجه نباید این موقعیت را به این سادگی از دست بدهیم.

این ویژگی‌ها و برتری‌هایی که دولت آقای احمدی‌نژاد داشته اینها را نمی‌شود به این سادگی ازش گذشت. هر چند به بعضی از این ویژگی‌ها صریحاً تعرّض می‌شود و صریحاً انکار می‌شود. می‌دانید یکی از راه‌های تضعیف یک حقیقت، انکار مطلق آن حقیقت است. مثل اینکه وقتی می‌گفتند امیرالمؤمنین در محراب به شهادت رسید، می‌گفتند: اصلاً مگر ایشان نماز می‌خواند؟ اینقدر به صورت مطلق انکار می‌کردند، که اگر آدم چند درصدش را هم بپذیرد، می‌گوید حداقل لابد ایشان کاهل‌نمازی داشته که این جوری می‌گویند.

این ویژگی‌ها، فکر می‌کنم ویژگی‌های برجسته این دولت بوده، منتها ما همیشه به چند دلیل از آقای احمدی‌نژاد منتقد هم بوده‌ایم، که الان قابل عرض نیست. حتی از همین گفتگوی اخیر ایشان هم انتقاد داشتیم که چرا اسم می‌برند؟ حتی از خانم آقای موسوی هم اسم بردند، حالا از دیگران هم اسم بردند. اما کاش ایشان را اسم نمی‌بردند، از نظر تبلیغاتی هم اگر اسم نمی‌بردند مؤثرتر بود. البته این قضاوت اولیه است.

فکر می‌کنم اواخر صحبتِ رهبری در چهارده خرداد هم به این مسئله اشاره شد. اگرچه ایشان به گونه‌ای صحبت کردند که به نظر من صریحاً به هر دو می‌خورد، که تخریبی عمل نکنید و به هر دلیلی علیه همدیگر نتازیم، ولی واقعش این است که بنده در این یکی دو هفته اخیر یکی دو سه تا نکته جدید را دارم دریافت می‌کنم، آنها را خدمت شما عرض بکنم.

بقيه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 توسط عهد جدید
یادداشت دوازدهم

ایستگاه بعدی انقلاب؟

به طور اتفاقی در وبگردی های انتخاباتی با این مطلب در محمدستان- پلاک ۱۴ برخورد کردم. پیشنهاد میکنم خواندن مطلب از یک ذهن عمیق اما جوان را از دست ندهید!

رقابت چفیه و سبز سیدی!

احمدی نژاد و میرحسین

ارسال در تاريخ سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط عهد جدید

یادداشت یازدهم

تخریب اس ام اسی در انتخابات دهم

برای نسل ما انتخابات ریاست جمهوری از انتخابات دوم خرداد 1376 جدی شد. خود من انتخابات دور دوم جناب آقای هاشمی و رقابت احمد توکلی را خیلی کلی به یاد می آورم و جزییات زیادی از آن را به یاد ندارم. اما دوم خرداد وقتی رخ داد که در اوج نوجوانی بودم. به طور روشن وقتی با رئیس جمهور و نماینده مجلس و ... آشنا شدم که مرزبندی های جدید سیاسی کشور و دوران درگیری های توسعه سیاسی و فرهنگی شروع شد. نسل ما از ابتدا عادت کرده اصلیترین خواسته هایش فرهنگی بداند یعنی حق اول خود را تنفس و تغذیه فرهنگی بداند. مثل آنجایی که شعار آزادی بیان میدهیم و یا آنجایی که شعار پایبندی به ارزشها میدهیم. برعکس بسیاری از ادوار گذشته ما ایرانیان که همیشه منتظر دولتی بوده اند که بتواند فکری به حال ناامنی جانی و مالی و ناموسی آنها بکند. اما ما عادت کرده ایم تا فضای فرهنگ جامعه به نفع ما نیست احساس «نفس تنگی» کنیم، حال چه هوای اقتصادی خوب باشد و یا نباشد!

به قول تحصیل کرده های امروزین، امنیت فرهنگی و سیاسی برای ما از امنیت اقتصادی حیاتی تر است. وقتی مطلوبیت هایمان را زیر سوال میبرند بیشتر از تغیّر روزانه قیمت مرغ و گوشت میرنجیم. حتی در حد افراطی اش گاهی برایمان مهم نیست که مرغ بخوریم و یا نیمروی تخمِ مرغ! به ما «آرمان گرا» گفته میشود.

در دوره ای که احساس غرور و لذت از زندگی با میزان توسعه یافتگی در هر سه لایه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بالا و پایین میشود، چنین فضایی مطلوبترین فضای ممکن برای طی شدن عصر توسعه سیاسی و فرهنگی است. (یادآور شوم که برطبق برداشت من از مباحث توسعه، توسعه سیاسی و فرهنگی مقدم بر توسعه اقتصادی یک ملت است. آنگاه منظور از تاخر «رتبی» توسعه اقتصادی بر توسعه فرهنگی و سیاسی آن است که غایات و حتی روشهای علمی توسعه اقتصادی محصول توسعه یافتگی در فرهنگ و سیاست است). از عصر آقای خاتمی به بعد ما همراه به این نوع از زندگی عادت داده شدیم و حتی یاد ندارم که در دوران آقای خاتمی و حتی پس از آن و در انتخابات نهم ریاست جهموری کسی به دنبال برنامه های اقتصادی کاندیداها باشد و آن را اصل بداند. حتی به یاد دارم که در آن دوره، مبارزه با مفاسد اقتصادی بیشتر از خود وضعیت معیشت مردم مورد توجه بود.

اتفاقی که باعث شده است به نوشتن این یادداشت علاقه مند شوم باز هم همین حالت روحی بازمیگردد. من امروز ایران را در حالتی می بینیم که قرار است مطلوبیت های سیاسی و فرهنگی مان را بشناسیم و انبانه فرهنگ مان را برای جهت دهی به توسعه اقتصادی زیر و رو می کنیم تا بالاخره الگوی توسعه کشورمان را پیدا شود. اما نمی دانم چرا این مسیر اینقدر با داد و بیداد و توهین و تمسخر و ... همراه است و برای من اصلا این انتخابات خاطره خوشی نیست. من نیز مثل همه دانشجویان و به تبع همه اندیشمدان، همواره به یکی از الگوها علاقه مند تر و به یکی دوتر بوده ام، روش است که همه الگوهایی که امروز در کشور ما طرفدار دارند هنوز بسیار خام هستند، مثلا معلوم نیست که همین آقای احمدی نژاد 20 سال دیگر چه برنامه ای داشته باشد و ما هم معلوم نیست که 20 سال دیگر به چه جهت و برایندی رسیده ایم. اما عالم واقع محل انتخاب است و باید یکی را انتخاب کرد و به بهینه آن دلخوش بود تا اینکه یا موفق شد و یا آنکه به بی اعتباری اش پی برد. گفتم که این انتخابات برای من خاطره خوشی ندارد، همانطور که انتخابات دوم خرداد76 نبود. انگار این دو انتخابات بر توهین بر تلاش هایی که من به سمت آن تعلق دارم بسته شده است. انگار گمانه زنی برای توسعه یک امر یکسویه ای است که اگر ما به سمت آن متمایل شویم خیلی زود باید با اصطلاح بازی علمی و تمسخر مطبوعاتی از دور خارج شویم. انگار فقط عدۀ خاصی حق گمانه زنی در آن را دارند و اگر مدیریت آن از دست آنها بیرون برود، مدیران جدید را باید غاصب خواند! . البته در انتخابات دوم خرداد – همانطور که توضیح دقیق تر خواهم داد- ما در هیچ یک از دو سوی انتخابات دوم خرداد نبودیم اما نقش دشمن فرضی آن انتخابات به ما داده شد! میدانید که کسانی در دوم خرداد شعار دادند که در دوران های ماقبل نیر مسئول بودند و اینبار نیز حکومت به آنها بازگشت. البته اگر خرده نگیرید که چرا از همین ابتدا این یادداشت سیاست زده شده است، می گویم که حتی میتوانید به یاد بیاورید که رابطه بد آقای هاشمی نیز به زودی با گروه حاکم در این دوره به گرمی گروید. کسانی که دشمنی با آنها دستور اصلی آن انتخابات بود کسانی بودند که اصلا در معرض مدیریت درجه یک کشور نیز قرار نداشتند.

من در انتخابات نهم به احمدی نژاد رای نداده بودم اما گفتمانی که به دنبال آن بودم دارای همین خصلتهایی بود که بعدا کم و بیش در آن دولت آغاز شد و مرا قانع کرد که مسیر این دولت فعلا بهتر از بقیه جریانهای سیاسی است. البته این دولت نیز همچون دولت قبلی و دولتهای ما قبل خود نقاط کور و مُنسد زیادی دارد، اما در دوره­ای که سیاست مداران، خود را به ناحق خدایگان فرهنگ می دانند و اقتصاددانان خود را مستغنی از مشاورت اندیشمندان استخوان خرد کرده فرهنگ میدانند (که این هم صد البته محصول همان توسعه ای است که من به آن رای ندادم!) دوران احمدی نژاد دوران طلایی به حساب میآید. البته میدانید مثل چه می ماند؟ فکر کنید یک مریضی مسری در شهر افتاده باشد و فضای شهر نیز پر از حیرت وسرگردانی از چاره جویی باشد. مردم یک به یک جان دهند و کاری هم از دست دانشمندان شهر ما و کمکهای بیرونی برنمی آید. مریضی هم روز به روز فراگیرتر شود بدون آنکه نشانه چشم گیری از درمان به وجود داشته باشد. حال فرض کنید در این زمانه جوانکی از دانشجویان خوب میکروب شناسی و یا داروسازی - و یا چیزی شبیه به این- شهر خودمان با یک ایده نسبتا بهتر از راه برسد و با هزار بدبختی اجازه و بوجه یک برنامه 4-5 روزه آزمایشگاهی را از مسئولین شهر بگیرد. درست است که کاری که او در طول این 5 روز خواهد کرد، باعث نمردن مردم در همین 5 روز نمی شود، اما بازهم چشم مردم روشن خواهد شد که امید است پس از این پنج روز به جایی برسیم. حال فرض کنید که او به نتیجه برسد و یا نرسد این مقتضای دل خوش کردن به یک برنامه آزمایشگاهی است. آزمایشگاه که امامزاده نیست! در هر صورت پنج روز امیدوارانه هم غنیمت است!



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه هفتم خرداد 1388 توسط عهد جدید

 

توسعه از منظر فلسفه جامعه

حجه الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی میرباقری که هم اکنون ریاست دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم را برعهده دارند، مقاله ای با عنوان «اصول و بانی حاکم بر بازسازی و برنامه ریزی توسعه و پیوند آن با مبانی دینی» دارند که در سال 1370 و در ذیل یک سه گانه توسط ایشان در موضوع توسعه نوشته شده است، که از قضا بنده به غیر از این سه گانه مقالات دیگری را نمی شناسم که ایشان به قلم خود در مباحث دفتر فرهنگستان علوم اسلامی نوشته باشند. 

استاد میرباقری در این مقاله که از منظر برنامه سازی به توسعه نگاه کرده اند و سعی نموده اند تعریف جامعی از توسعه ارائه دهند که تمام شئون اجتماعی را دربر گیرد و فقط ناظر به اقتصاد نیز نباشد. ایشان در این مقاله توسعه را اینگونه تعریف نموده اند:

اصطلاحا توسعه سرمایه گذاری در کلیه اموری است که علاوه [ایجاد بر تغییرات در] سازمان و نظام اقتصادی، موجب تغییرات فرهنگی، روحی و اجتماعی، به صورت کمی و کیفی در نهاد های جامعه (خانواده، سنن، عقاید و سازمان اجتماعی) گردد.

1- در این تعریف سعی شده است تا شمولیت مفهوم توسعه بر هر سه رکن یک جامعه، یعنی سیاست، فرهنگ و اقتصاد را بیان شود. از همین رو ایشان از مسائل «روحی» نام بردند که بر طبق اندیشه «نظام فاعلیت» (مبانی فلسفی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم) در صورتی که قصد داشته باشیم تا ارکان اجتماعی (و نه فردی) یک شبکه انسانی را تعریف نماییم، در میان امور «سیاسی» طبقه بندی میگردد. با این ترتیب ایشان به هر سه رکن جامعه (سیاست، فرهنگ و اقتصاد) اشاره کرده اند. البته باید یادآور شوم که حصر ارکان یک جامعه در همین سه رکن، امری است که آن نیز برآمده از مبنای فلسفی و هستی شناسانه این اندیشه است.

2- از اموری که در این تعریف آمده است، کلمه «سرمایه گذاری» است. به نحوی که از آن برمی آید که اگر توسعه در هر سه سطح سیاسی و فرهنگی و اقتصادی قابل تصور است. سرمایه گذاری نیز در هر سه سطح ممکن است. یعنی سرمایه گذاری فرهنگی اما غیر اقتصادی نیز قابل تعریف است. اهمیت این امر از آن سو است که ایشان این تعریف را در مقاله ای عنوان داشته اند که به برنامه سازی و بازسازی اجتماعی توجه دارد. لذا باید این نکته را نیز از این تعریف برداشت کرد که ایشان سرمایه گذاری فرهنگی و یا سیاسی را فارغ از اندازه گیری های اقتصادی قابل مدیریت و برنامه ریزی میدانند که این البته مدعای بزرگی است که نظامی برای مدیریت سرمایه های غیر اقتصادی اما اجتماعی ارائه دهیم که بنا بر تعریف فوق در عین اینکه «کم و کیف» آن قابل تعریف و سپس برنامه ریزی و در نهایت مدیریت باشد.

3- در تعاریف دیگری که برای توسعه وجود دارد، برای آنکه پایه های تعریف مستحکم باشد و امکان استفاده از آن در برنامه ریزی اجتماعی ممکن باشد، پایۀ اقتصادی استفاده میشود. در اصل میتوان گفت که برای «قابل اندازه گیری کردن» مفهوم توسعه به این مسئله تن میدهند که در تعریف یک جامعه، اقتصاد «اصل» و ساست و فرهنگ تابع آن شناسایی باشد. این که میگوییم در خود تعریف اجتماع نیز اقتصاد را اصل میدانند نیز از آن روست که امروزه توسعه در کنه تعریف یک جامعه اصل واقع میگردد و اصولا یک جامعه در روند «حرکت» و بر اساس «روند»، «ارکان» و «غایات» خود در حرکتش تعریف میگردد.     

ارسال در تاريخ یکشنبه دوم فروردین 1388 توسط عهد جدید

یاددداشت نهم

 1- مفهوم شناسی فلسفی «توسعه» از منظر علامه حسینی(ره)

 کم و بیش میتوان مدعی شد که کمتر اندیشمندی به تعریف توسعه از منظر پایگاه فلسفی اولی علاقه مند است و چرا که چنین ریکردی –یعنی بازگرداندن پایگاه یک تعریف به پایگاه فلسفی آن- بیشتر از مباحثی است که شرقی ها و به خصوص فلسفه اسلامی به آن تمایل نشان میدهد، در حالی که اصولا ما تلاش چندانی از سوی شرقی ها و اندیشمندان اسلامی برای تعریف توسعه نمیتوانیم پیدا کنیم. البته نباید فراموش کرد که مفهوم امروزین توسعه، یکباره پدیدار نگردیده است و اگر درست به اندیشه پیشینیان شرقی نیز دقت کنیم میتوانیم نگاه ایشان به توسعه را از میان این اندیشه شان استخراج نماییم.

اندیشمندان غرب نیز کم و بیش به تعریف فلسفیِ توسعه تمایل چندانی نشان نداده اند. به طور خلاصه می توان این موضوع را در این مسئله جستجو کرد که وجه مشترک اندیشه های غربی را «عمل گرا» بودن و پرهیز از اطالۀ نظریِ کلام دانست، به همین دلیل کمتر دیده شده است که مفاهیم میانی را به مفاهیم بالادستی بازگردانند. دانشمندان فلسفۀ روش تحقیق این وضعیت علمی را به حاکمیت جدّی روش های تحقیق پوزیتیویستی در علوم اجتماعی باز میگردانند. البته به نظر می رسد در صورت مطالعه دقیق آنها، توسعه نیز قابل تعریف فلسفی باشد اما در یک تحقیق دقیق کتابخانه ای.

در این میان اندیشه مرحوم سید منیرالدین حسینی الهاشمی(ره) واجد بسیاری از صفات هر دو گروه است. او به مثابه یک اندیشمند شرقی در سیر نظری اندیشه اش بسیار دقیق بوده است، اما در عین حال به عنوان یک اندیشمند تاثیرگذار عصر جدید، به شدت به دنبال تولید یک «فلسفۀ شدن» و تولید فلسفه ای برای «تصرف در عینیت» بوده است.

شاید هم، اینکه پیدا کردن تعریف فلسفی او از توسعه چندان سخت نیست، به این دلیل باشد که بیشتر مطالعات فلسفی و جامعه شناختی اندیشه او، در زمان حیات خود او و در یک برهه 20 ساله صورت پذیرفته است. شاگردان اصلی او هم در فلسفه و هم در اندیشه اجتماعی برای او شاگردی کرده اند، لذا با کوچکترین گردشی در اسناد پژوهشی او در دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم، در میان مباحث مختلف، تعاریف پایه ای او از امور عینی تر را یافت. البته وضعیت خاص فلسفۀ تولید شده توسط او (مثل قسمتی از دستگاه فلسفی او که «نسبیت عمومی» نام دارد و به نوعی خاص از تعاریف فلسفی می پردازد) نیز به این امر دامن میزند که البته همین طور نیز هست.

تعریف او از توسعه را در اسناد مختلفی می توان یافت، از جمله در یک دوره 2 جلسه ای که یک سال و چند روز قبل از مرگش برای دو تن از دانش پژوهان جوان فرهنگستان - میرزایی و کوثری- شکل گرفته است، یافت:

 توسعه یعنی کثرت (تعدد) زیاد شود. با بیان دیگر «تعداد» از نظر کمّی افزایش پیدا کند و در عین حال نیز «ارتباط، انسجام و بهم وابستگی» نیز افزایش کیفی پیدا کند، به نحوی که در نتیجه این افزایش وحدت و کثرت، موضوعات جدیدی که قبلا قابلیت طرح نداشته اند، قابلیت طرح پیدا کند و منشأ آثار جدیدی در افق جدید گردد. حاصل این کثرت و وحدت جدید (پیدایش موجودات جدید) و اشتدادِ (افزایش شدت) تاثیر در «جهت» است.

 در باب این تعریف ملاحظاتی وجود دارد:

1- در این تعریف سخن از افزایش وحدت و کثرت به میان آمده است. تعبیر «افزایش» وحدت و کثرت، به ظاهر تعبیری درون متناقض است و به سادگی قابل درک نیست. برای فهم این عبارت باید به مفاهیم فلسفی دستگاه فلسفی او نگاهی داشت. بر اساس فلسفه های موجود، نسبت بین وحدت و کثرت، یا اصل با وحدت است، یا اصل با کثرت بوده است و یا وحدت در عین کثرت اصل بود است. اما بر اساس اندیشه «فلسفۀ نظام فاعلیت» سید منیرالدین حسینی الهاشمی(ره) رابطه وحدت و کثرت یک رابطه «تقومی» است. این رابطه زاییده هستی شناسی فلسفی او است که بر اساس «کشش»، «تعلق» و «فاعلیت» قابلیت تعریف دارد. اما به طور خلاصه میتوان گفت که رابطه تقومی مثل ربطه دو امری است که در رشد و نمو یکدیگر حضور دارند و در رشد و افول یکدیگر تاثیر «متقابل» می گذارند (برای مطالعه این رابطه که از کلیدی ترین مفاهیم این اندیشه است میتوانید به دوره های عالی فلسفه نظام فاعلیت در بانک اسناد پژوهشی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی مراجعه کنید.).

2- محصولِ افزایش وحدت و کثرت، در گام اول شگل گیری «موضوع جدید» است. شکل گیری یک موضوع جدید از نکات کلیدی این تعریف است، یعنی اگر آن تغییر - و در مقیاس مورد مطالعه- منجر به تولید موضوع جدید نشود و فقط منجر به مستحکم تر شدن وحدت تعریف شده قبلی باشد، تعریف توسعه بر آن صدق نخواهد کرد. اگرچه ممکن  است در مقیاس مطالعاتی دیگر، همین تغییر، توسعه دانسته شود. البته روش است که اگر موضوع جدید ایجاد شود اما این موضوع جذب جامعه نشود و لذا این نیز توسعه دانسته نشود.

3- در انتهای این تعریف سخن از «شدت در جهت» شده است. این نگاه نیز یک منظر فلسفی است که به فلسفه اجتماعی او سرایت کرده است. البته اندیشه «جهتداری» سید منیرالدین حسینی(ره) و شاگردانش پر آوازه تر از آن است که نیاز باشد که در این فرصت بدان بپردازیم. اما باید یادآور شوم که «جهتداری» یک ضرورت فلسفی در اندیشه اوست و این ضرورت را نمی توان صرفا از پایگاه فلسفه اجتماع رد کرد و اگر کسی قصد رد جهتداری را داشته باشد باید بتواند سوالات هستی شناختی و معرفت شناختی این دستگاه فکری را نیز حل کند که به نظر میرسد که به این سادگی قابل تحقق نباشد.

 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه یازدهم اسفند 1387 توسط عهد جدید
قالب وبلاگ